فردوسی پور و امپراطوری نود!

 

نوشته شده توسط:محمدرضا منتظرالقائم

دیشب همه پای برنامه نود نشسته بودند تا یک جٌنگ پر هیجان دیگه که هر آن ممکنه توی اون یکی به یکی دیگه فحش بده و از تلوزیوون به صورت زنده پخش بشه رو تماشا کنن که حد اقل خوراک یک ماه بلوتوث های موبایل ها جور شده باشه.

به  برنامه و مظلوم نمایی فردوسی پور که مشکل اس ام اس برنامه اش را که قبلا هم پیش می آمد را می خواست به حساب اخلال مخابرات در برنامه اش بگذارد کاری ندارم.


رفیق ما اقا رضا م  که آمریکا زندگی می کنه و پسره یکی از کارشناس های شهیر همین برنامه نود است (شاید نخواهد فامیل پدرش را بگویم- اما راهنمایی اینکه جوانان استقلال بازی می کرد و پای محمد پروین را هم در بازی دربی جوانان اون شکونده بود! )
می گفت : فوتبال ایران همه اش حاشیه است!
همه چیز را لیدر ها ها مشخص می کنند، هر کس لیدر بیش تر داشته باشه حرفش رو بیش تر می خونن و فیکس بازی می کنه. (افشین پیروانی را هم دیدید برای اینکه بگذارند کار کنه چطور با  حرف لیدر ها تعویض میکرد! )


البته شعار دادن یک راهش است ، گاهی هم لیدر ها با یک آجر که  ول میدهند سمت زن قطبی، مربی عوض می کنند! (این را جهانگیر کوثری هم در برنامه شبکه دو  با خنده اشاره کرد.)


روز بازی ایران که تماشاچی ها فردوسی پور را تشویق می کردند روشن که فردسی پور هم آدم های خودش را دارد، که این قدر راحت می تواند  در فوتبال ایران بماند و مهره های فوتبال را بچیند. یا حتی مربی تعیین کند.  مگر همین چند وقت پیش نبود که وقتی برانکو رفتنی بود، آمد و به اسم حمایت راه تمام نقد ها را بست! بعد از آن هم  که برانکو پول ما را نوش جان کرد و رفت ، تیم ملی هم در جام جهانی گند زد اصلا نیامد بگوید بابا، من از این حمایت کردم! فردوسی پور که همه را در موضع پاسخ قرار می دهد پاسخگوی عمل خودش نبود!!

هیچ کس هم جرات نکرد چیزی به اش بگوید ، چون بیست دقیقه مصاحبه و تحلیل یک طرفه کافی بود که منتقد بدبخت نابود بشود!
همین علی دایی که همه می گویند مافی دارد چقد حساب می برد ازش! یا حتی قلعه نویی؛ با آن همه درجه!

البته علت این ترس شخص جوان باهوشٍ ضرغامی، فردوسی پور نیست، بلکه تریبونی است که 70 ملیون نفر می بینندش و این دقیقا همان چیزی بود که محمد آخوندی جوانٍ باهوش علی آبادی به آن اشاره کرد.

 چه کسی هست که از قدرت رسانه بی اطلاع باشد!

پی نوشت:

نمی دانم این اثرات خواند وبلاگ سجاد است یا حال نه زار خودام [...]

قصدم از نوشتن این بود که به خودم هم اثبات کنم این قدر پررو هستم که بتوانم به چیز دیگری هم فکر کنم.

[...]